على محمدى خراسانى

23

شرح رسائل (فارسى)

داشت قائم مقام او هم داشته باشد فى المثل اگر قطع پيدا مىكرديم به اينكه جمعه در عصر غيبت واجب است عقل مىگفت بايد امتثال كنيم حال قطع پيدا نشد ولى خبر واحد ثقه كه شرعا حجت است قائم شد بر وجوب جمعه باز هم بايد امتثال كنيم پس امارات معتبره قائم مقام قطع طريقى مىشوند و نيز اگر خبر ثقه هم نداشتيم ولى استصحاب كه يكى از اصول عمليه است دلالت نمود بر اينكه در زمان حضور امام ( ع ) جمعه واجب بوده حال در زمان غيبت شك در بقاء وجوب جمعه پيدا مىكنيم استصحاب مىكنيم بقاء وجوب را باز هم بايد امتثال كنيم زيرا استصحاب امر ظاهرى مىآورد و پيروى از آن لازم است پس اصل عملى معتبر نيز جانشين قطع مىشود و امّا در قطع موضوعى از آنجا كه حالت قطع در برابر ساير حالات نفسانيه انسان يعنى ظن و شك و وهم خصوصيت و موضوعيت دارد و حكم دائر مدار قطع است وجودا و عدما ديگر چيزى نمىتواند قائم مقام قطع باشد بلكه مادام القطع موجودا حكم هم هست و همين‌كه قطع نابود شد چه ظن باشد يا نه ، چه اصل عمل باشد يا نه امتثال ندارد اين بود بيان فرقهاى قطع طريقى با قطع موضوعى . مطلب چهارم : قطع موضوعى به‌نوبهء خود بر دو قسم است : 1 - قطع موضوعى طريقى 2 - قطع موضوعى وصفى قطع موضوعى طريقى عبارتست از اينكه : قطعى كه در موضوع دليل شرعى اخذ شده طريقيت دارد يعنى صرفا بعنوان اينكه طريق بسوى واقع است اخذ شده و گرنه هيچ خصوصيّتى ندارد ، سؤال : از چه راهى مىتوان فهميد كه قطع مأخوذ در لسان دليل طريقيت دارد ؟ جواب : از دو راه : 1 - از راه تصريح خود شارع در لسان دليل مثلا شارع مىگويد : اذا قطعت بخمرية